الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

135

شرح كفاية الأصول

است . زيرا در « زيد » ( كه علم شخص است ) يك محور ثابتى وجود دارد كه تمام دگرگونىها و تحوّلات در پيرامون آن محور است . بيان مطلب : در فلسفه مطابق مبناى أصالة الوجود و حكمت متعالى ملا صدرا « 1 » آمده است كه تشخّص و هويّت هر چيزى به وجود خاصّ خودش است ، مثلا « زيد » يك حصّه از وجود است و « عمرو » نيز حصّهء ديگرى از وجود است و . . . و تشخّص هر شخص نيز به همان وجود ويژه و خاصّى است كه دارد . امّا عوارض ( اعمّ از كمّ ، كيف ، مكان ، زمان و . . . ) از مشخّصات وجود نيستند ، بلكه از امارات و نشانه‌هاى تشخّص هستند ، مثلا گفته مىشود نشانهء فلان تشخّص وجودى ( مثل : زيد ) آن است كه وزن و قدّش فلان مقدار است و . . . و اين عوارض ، حول آن وجود ، مىگردند . بنابراين « زيد » اسم براى « شخص » ( وجود خاصّ ) است نه براى حالات مختلف ، و لذا اگر زيد در حالات مختلفى باشد ، باز اسم « زيد » بر او صادق است . پس به خاطر وجود خاصّ زيد ( كه هميشه از به دو تولّد تا مرگ هست ) در شخص او تغييرى حاصل نمىشود و فقط عوارض اين وجود و حالات آن ، متبدّل و متغيّر مىشود ، به اين صورت كه گاهى كوتاه است و گاهى بلند ، گاهى ايستاده و گاهى نشسته و . . . و همان‌طور كه اختلاف حالات و كيفيّات در تشخّص « زيد » تأثيرى ندارد ، در نامگذارى او نيز تأثيرى ندارد . به عبارت ديگر : در أعلام شخصيّه يك محور ثابت و غير متبدّل وجود دارد كه موضوع له آن مىباشد و تمام اعراض گوناگون حول محور آن قرار دارند ، امّا در الفاظ عبادات اين محور وجود ندارد ، زيرا عبادات مركّبند و شخصيّت حقيقى خارجى ندارند ، بلكه شخصيت حقوقى و جعلى دارند . مثلا « نماز » از يك سرى افعال و اعمال و مقولات گوناگون « 2 » تشكيل شده است كه با ترتيب و موالات به يكديگر متّصل شده‌اند ، نه اينكه يك

--> ( 1 ) . مطابق اين مبنا ، أصالت با « وجود » است و ماهيّت ، يك امر اعتبارى و انتزاعى است . ( 2 ) . « صلاة » ماهيّت متأصّل نيست ، يعنى ماهيّتى نيست كه اصيل باشد و شخصيّت ذاتى ماهوى داشته باشد ، بلكه مركّبى از اجزاى مختلف و عنوانى انتزاعى از مقولات متفاوت است ، زيرا برخى از اجزاى صلاة از مقولهء « كيف » هستند و برخى از مقولهء « وضع » يا « فعل » و يا « انفعال » ، بنابراين صلاة از مقولات متباينه تشكيل شده است .